ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت صد :
تا ماهی مشغول تعویض چادر سیاه با چادر رنگی میشود، سید سرش را نزدیکتر میآورد و به حالت زمزمه میگوید:
- باز کن اون گره اخماتو خرس گنده حسود، یه عمر نازتو کشیدم الان نوبت دخترمه.
واقعا سید فکر میکند که من به ماهی حسودی میکنم؟ عالم و آدم میدانند که سید چقدر دختر دوست دارد.
- جای پدرت فقط خالیه محمد، ببینه چه عروسی داره نصیب خاندانمون میشه.

لطفا صبر کنید...
فاطمه
4وووووووییییییییی دیدین گفتم چقدر باحاله عمو موسی قشنگ محمد رو میترکونه با حرفاش😅 اقا مبارکه گییلللیللیی